ترجمه "gwin" به فارسی
شراب, می, šarâb بهترین ترجمه های "gwin" به فارسی هستند.
gwin
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
شراب
nounنوشیدنی الکلی که از تخمیر میوه مخصوصا انگور به دست میآید
Dewiswch siaradwr cymwys, cadeirydd, a brodyr i weddïo dros y bara a’r gwin.
سخنرانیْ باصلاحیت، مجری و برادرانی برای دعای نان و شراب تعیین کنید.
-
می
noun -
šarâb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gwin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gwin"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن