ترجمه "hen" به فارسی
پیر, قدیمی, دیرین بهترین ترجمه های "hen" به فارسی هستند.
hen
adjective
دستور زبان
-
پیر
adjectiveAeth yr offeiriaid â Iesu at hen ddyn o’r enw Annas a fu’n archoffeiriad ar un adeg.
کاهِنان عیسی را نزد حَنّای پیر که پیش از این کاهِن اعظم بود میبَرند.
-
قدیمی
adjectiveAr adegau, mae hen gyfeillgarwch yn rhwygo oherwydd bod maddau yn gallu bod yn rhy anodd i bobl.
گاه برای برخی بخشیدن دیگری چنان دشوار است که حتی سبب از هم پاشیدن دوستیهای قدیمی میشود.
-
دیرین
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پیشین
- کهن
- کهنه
- pir
- بازمانده
- سابق
- قبلی
- مسن
- موروثی
- کهنسال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hen" با ترجمه به فارسی
-
پير · پيرمرد
-
فرانسوی قدیم
-
عهد عتیق
-
بزرگتر · مهتر
-
عتیقهشناس
-
پارینهسنگی
-
عهد عتیق
-
مصر باستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن