ترجمه "hir" به فارسی
طولانی, دراز بهترین ترجمه های "hir" به فارسی هستند.
hir
adjective
دستور زبان
-
طولانی
adjectiveFelly, es i i’w cartref, a gwnaethon ni siarad am yn hir gan ddefnyddio nodiadau.
پس به خانهٔ آنان رفتم و با نوشتن روی کاغذ گفتگویی طولانی با یکدیگر داشتیم.
-
دراز
adjectiveGallwch gyrraedd nod tymor hir drwy gyflawni nifer o amcanion llai ar hyd y ffordd.
اهداف دراز مدت را میتوان به یک سری اهداف کوچکتر تقسیم کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hir" با ترجمه به فارسی
-
سنگافراشت
-
نام پرونده طولانی
-
آلبوم چندآهنگه
-
جاوید · زنده باد
-
اردک دمدراز
-
پرش طول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن