ترجمه "ifanc" به فارسی

جوان, برنا بهترین ترجمه های "ifanc" به فارسی هستند.

ifanc adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    adjective

    Roedd Jeremeia yn meddwl ei fod yn rhy ifanc i fod yn broffwyd.

    هر چند اِرمیا فکر میکند که برای پیامبر شدن بسیار جوان است.

  • برنا

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ifanc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ifanc" با ترجمه به فارسی

  • پنجشنبه
  • Iau
    برجیس · جگر · زئوس · زاوش · مشتری · هرمز · پنجشنبه · ژوپيتر · ژوپیتر
  • iau
    جگر · مشتری · کبد · یوغ
  • سرطان کبد
  • پنجشنبه
  • pänǧ-šänbe · پنجشنبه
اضافه کردن

ترجمه های "ifanc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه