ترجمه "marw" به فارسی
مردن, مرده, مرگ بهترین ترجمه های "marw" به فارسی هستند.
marw
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
مردن
verb -
مرده
adjectiveCododd y marw ar ei eistedd a dechrau siarad, a rhoes Iesu ef i’w fam.
در ساعت آن مرده راست بنشست و سخن گفتن آغاز کرد و او را به مادرش سپرد.
-
مرگ
nounOherwydd pechod Adda, rydyn ni’n pechu ac yn marw.
به دلیل آنچه آدم کرد، ما گناه و مرگ را از او به ارث بردهایم.
-
موت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "marw" با ترجمه به فارسی
-
جسد · جنازه · لاش · لاشه · نعش · کالبد
-
دریای مرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن