ترجمه "mawr" به فارسی
وسيع, بزرگ, مه بهترین ترجمه های "mawr" به فارسی هستند.
mawr
adjective
دستور زبان
-
وسيع
adjective -
بزرگ
adjectiveRoedden ni’n gwybod y bydden ni’n colli’r achos, ond fe fyddai’n dystiolaeth fawr.
میدانستیم که دادگاه به نفع ما رأی نمیدهد، اما این فرصتی بود که شهادتی بزرگ داده شود.
-
مه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- bozorg
- بُزُرگ
- سترگ
- عظیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mawr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mawr" با ترجمه به فارسی
-
سهره دانهخوار نوکبزرگ
-
چاخلق هندی
-
گرگ بد گنده
-
وشم سیاه
-
علامت بزرگتر از
-
پاشلک بزرگ
-
دلیجان · کالسکه
-
روده بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن