ترجمه "menyw" به فارسی

زن, زنانگی, مونث بهترین ترجمه های "menyw" به فارسی هستند.

menyw adjective noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    Fel dyn priod, roedd yn gwybod ei bod hi’n amhriodol i roi sylw rhamantus i unrhyw fenyw heblaw ei wraig.

    او به عنوان شخصی متأهل میدانست که ابراز علاقهٔ بیش از حد به زنان دیگر، عملی ناشایست است.

  • زنانگی

    noun
  • مونث

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menyw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menyw" با ترجمه به فارسی

  • خانم · زن · زنانگی · زَن · ماده · مونث
  • مادّه (جانور مؤنث)
  • انزال زنان
اضافه کردن

ترجمه های "menyw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه