ترجمه "newydd" به فارسی

جدید, نو, now بهترین ترجمه های "newydd" به فارسی هستند.

newydd adjective noun adverb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدید

    adjective

    Yna, gofynnwch i bawb sefyll a chanu’r gân newydd.

    سپس از اعضای جماعت بخواهید تا بایستند و در خواندن این سرود جدید همصدا شوند.

  • نو

    adjective

    Roedd yn rhaid i’r Israeliaid adeiladu popeth o’r newydd.

    اسرائیلیان باید همه چیز را از نو بسازند.

  • now

  • ترجمه های کمتر

    • تازه
    • جخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " newydd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "newydd" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "newydd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه