ترجمه "ocsigen" به فارسی

اکسیژن, ترشمایه بهترین ترجمه های "ocsigen" به فارسی هستند.

ocsigen
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکسیژن

    noun

    یکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها، یکی از عنصرهای آلی

    (2) Wrth inni gymryd ocsigen i mewn rydyn ni’n cwblhau’r cylch.

    ۲) ما هنگام عمل دم، اکسیژن را میگیریم و این چرخه را تکمیل میسازیم.

  • ترشمایه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ocsigen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ocsigen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ocsigen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه