ترجمه "plasma" به فارسی

پلاسما, پلاسما بهترین ترجمه های "plasma" به فارسی هستند.

plasma
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    Mae’r plasma hefyd yn cario cyfryngau ceulo, gwrthgyrff sy’n ymladd afiechydon, a phroteinau fel albwmin.

    پلاسما همچنین حاوی فاکتورهای انعقادی، پادتنهایی به منظور مقابله با بیماریها و پروتئینهایی از قبیل آلبومین است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plasma
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    Mae’r plasma hefyd yn cario cyfryngau ceulo, gwrthgyrff sy’n ymladd afiechydon, a phroteinau fel albwmin.

    پلاسما همچنین حاوی فاکتورهای انعقادی، پادتنهایی به منظور مقابله با بیماریها و پروتئینهایی از قبیل آلبومین است.

اضافه کردن

ترجمه های "plasma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه