ترجمه "plentyn" به فارسی
بچه, فرزند, کودک بهترین ترجمه های "plentyn" به فارسی هستند.
plentyn
noun
masculine
دستور زبان
-
بچه
nounکودَک یا بچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته میشود
Gall magu plentyn eich gwneud chi’n fwy cariadus, amyneddgar, a charedig.
بزرگ کردن بچه اغلب، شما را صبورتر و مهربانتر میکند.
-
فرزند
nounYn ogystal, dysgwch eich plant i ddweud diolch pan fydd pobl yn gwneud pethau ar eu cyfer.
به علاوه، به فرزندان خود بیاموزید که از دیگران تشکر کنند.
-
کودک
nounFelly, daliodd y plant ati i foli Iesu yn frenin.
بنابراین کودکان به ستایش پادشاه خدا ادامه میدهند.
-
کر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plentyn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plentyn"
عباراتی شبیه به "plentyn" با ترجمه به فارسی
-
کودکربایی
-
تکفرزند
-
بازیگر خردسال
-
سیاست تکفرزندی
-
کودک خیابانی
-
بچ · بچه · کودک
-
تکفرزند
-
سوء استفاده جنسی از کودکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن