ترجمه "priodas" به فارسی
عروسی, بیوگانی, ازدواج بهترین ترجمه های "priodas" به فارسی هستند.
priodas
noun
feminine
دستور زبان
-
عروسی
nounFe aeth i wledd briodas ac i barti mawr.
او یک بار در یک «جشن عروسی» و بار دیگر در «ضیافتی بزرگ» شرکت کرد.
-
بیوگانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " priodas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Priodas
-
ازدواج
nounقراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی میشود
Dylai priodas fod rhwng un gŵr ac un wraig yn ôl safon Duw.
خواست خدا این است که پیوند ازدواج میان یک زن و یک مرد باشد.
-
عروسی
nounFe aeth i wledd briodas ac i barti mawr.
او یک بار در یک «جشن عروسی» و بار دیگر در «ضیافتی بزرگ» شرکت کرد.
عباراتی شبیه به "priodas" با ترجمه به فارسی
-
ازدواج همجنسگرایان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن