ترجمه "problem" به فارسی
مشکل, مسئله, مشک بهترین ترجمه های "problem" به فارسی هستند.
problem
-
مشکل
nounOherwydd dy fod ti yn dy arddegau, ac mae gen ti deimladau a phroblemau newydd.
زیرا با امیال و احساسات دوران بلوغ و مشکلات این دوران مواجه هستید.
-
مسئله
nounOnd, mae’r amrywiaeth hon yn gallu achosi problemau sy’n gofyn am ein sylw.
این تفاوتها میتواند مسائل و مشکلاتی را به وجود آورد که توجه به آنها ضروری است.
-
مشک
noun -
گرفتاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " problem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "problem" با ترجمه به فارسی
-
راه حل مشکلات
-
عیب یاب گروه خانگی
-
عیب یابی دستگاه ها و سخت افزار
-
عیب یابی نگهداری
-
عیب یابی
-
عیب یاب سازگاری برنامه
-
گزارش مشکلات Windows
اضافه کردن مثال
اضافه کردن