ترجمه "swyddog" به فارسی

افسر, افسر (ارتش), سرکار بهترین ترجمه های "swyddog" به فارسی هستند.

swyddog noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ولزی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسر

    noun

    Beth ddywedodd y swyddog, a faint o bobl gafodd eu hachub?

    ۴. افسر نظامی مسئول چه میگوید، و چند نفر سالم به ساحل دریا میرسند؟

  • افسر (ارتش)

  • سرکار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swyddog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "swyddog"

عباراتی شبیه به "swyddog" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "swyddog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه