ترجمه "tan" به فارسی
آتش, تا, zir بهترین ترجمه های "tan" به فارسی هستند.
tan
adposition
-
آتش
noun -
تا
noun adpositionGorchmynnodd i bob bachgen o dan ddwyflwydd oed ym Methlehem gael ei ladd.
بنابراین فرمان میدهد تا همهٔ پسران زیر دو سال و دو ساله را در بَیتلَحَم بکشند.
-
zir
-
ترجمه های کمتر
- آتشسوزی
- آذر
- تحت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tan" با ترجمه به فارسی
-
دن براون
-
تحت
-
بچ · بچه · کودک
-
سرخبال
-
گونه در نزدیکی تهدید
-
موتور درونسوز
-
مقالهٔ برگزیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن