ترجمه "taran" به فارسی
رعد ترجمه "taran" به فارسی است.
taran
-
رعد
nounDaeth mellt a tharanau ar y mynydd nes bod y copa’n fwg i gyd.
او کاری میکند که از قلهٔ کوه دود بلند شود، باعث رعد و برق عظیمی میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taran " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "taran" با ترجمه به فارسی
-
آذرخش · تندر · رعد · رعد و برق · صاعقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن