ترجمه "tenau" به فارسی
باریک, تنک, لاغر بهترین ترجمه های "tenau" به فارسی هستند.
tenau
adjective
دستور زبان
-
باریک
adjective -
تنک
adjective -
لاغر
adjectiveBwytaodd y gwartheg tenau y rhai tew.
و گاوهای لاغر، گاوهای چاق را خوردند.
-
نازک
adjectiveByddai’n bosibl defnyddio lensys o’r fath mewn technoleg sy’n synhwyro symudiadau cyflym ac mewn camerâu amlgyfeiriad tenau iawn.
چنین عدسیهایی را میتوان در حسگرهایی با سرعت بالا و دوربینهای چندجهتهٔ فوقالعاده نازک به کار برد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن