ترجمه "tiriogaeth" به فارسی
بوم, سامان, سرزمین بهترین ترجمه های "tiriogaeth" به فارسی هستند.
tiriogaeth
-
بوم
noun -
سامان
noun proper -
سرزمین
nounYr arloeswyr George Rollston ac Arthur Willis yn stopio i lenwi rhwyll dwymo eu car.—Y Diriogaeth Ogleddol, 1933
پیشگامان جورج رُلستون و آرتور ویلیس برای ریختن آب در رادیاتور ماشین، توقف میکنند.—سرزمین شمالی، ۱۹۳۳
-
کشور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tiriogaeth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tiriogaeth
-
قلمرو
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
عباراتی شبیه به "tiriogaeth" با ترجمه به فارسی
-
سرزمین شمالی
-
قلمروی وابسته
-
قلمرو پایتختی استرالیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن