ترجمه "Antistof" به فارسی

پادتن, پادماده, پادتن بهترین ترجمه های "Antistof" به فارسی هستند.

Antistof
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادتن

    Immunsystemet producerede antistoffer til at slå den virale komponent, men det vil virke.

    سیستم ایمنی بدن پادتن هایی تولید کرد که با اجزای ویروس بجنگند اما جواب میده.

  • پادماده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Antistof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

antistof noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادتن

    Immunsystemet producerede antistoffer til at slå den virale komponent, men det vil virke.

    سیستم ایمنی بدن پادتن هایی تولید کرد که با اجزای ویروس بجنگند اما جواب میده.

  • ضدماده

    En plet af antistof kunne styrke en hel by for en måned.

    يك حجم كوچك از ضدماده مي تونه انرژي يك شهر رو براي يك ماه تامين كنه

  • پادماده

اضافه کردن

ترجمه های "Antistof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه