ترجمه "Base" به فارسی

باز, باز بهترین ترجمه های "Base" به فارسی هستند.

Base
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز

    adjective verb noun adverb

    Han var på vej mod sin base, men vi har tilbageholdt ham.

    اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Base " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

base noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز

    adjective verb noun adverb

    Han var på vej mod sin base, men vi har tilbageholdt ham.

    اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.

تصاویر با "Base"

عباراتی شبیه به "Base" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Base" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه