ترجمه "Bestikkelse" به فارسی
رشوهخواری, رشوه بهترین ترجمه های "Bestikkelse" به فارسی هستند.
Bestikkelse
-
رشوهخواری
Der var politisk uro. Bestikkelse var almindeligt ved afgørelse af retssager, og hykleri prægede de religiøse forhold.
ناآرامی سیاسی در آن سرزمین حکمفرما بود، دادگاهها مملو از رشوهخواری بودند، و ریاکاری تار و پود مذهبی جامعه را از هم گسسته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bestikkelse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bestikkelse
-
رشوه
nounFolk overalt må lære at hade bestikkelse og korruption.
مردم سراسر جهان میباید نفرت از رشوه دادن و یا رشوه گرفتن را فرا بگیرند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن