ترجمه "Bogholder" به فارسی
حسابدار, حسابدار, محاسب بهترین ترجمه های "Bogholder" به فارسی هستند.
Bogholder
-
حسابدار
nounکسی که کار حسابداری انجام میدهد
Plejede at være bogholder før verden gik af lave.
قبل از اینکه دنیا به فنا بره من یه حسابدار بودم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bogholder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bogholder
Noun
دستور زبان
-
حسابدار
nounPlejede at være bogholder før verden gik af lave.
قبل از اینکه دنیا به فنا بره من یه حسابدار بودم
-
محاسب
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن