ترجمه "Brud" به فارسی

راسوی کوچک, شکست, عروس بهترین ترجمه های "Brud" به فارسی هستند.

Brud
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • راسوی کوچک

  • شکست

    Brud på håndled og ankler.

    مچ ها و قوزک های پاش شکسته.

  • عروس

    noun

    Bruden bar en kjole af " ingen ".

    از مغازه لباس عروس هايه دست دوم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

brud noun neuter دستور زبان

Brud (dyr)

+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عروس

    noun

    Efter at have vundet den endelige sejr tager han en smuk brud til ægte.

    او پس از پیروزی نهایی با عروس زیبایش وصلت میکند.

  • بیوگ

  • تجاوز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تخلف
    • راسو
    • شکست
    • نقش

تصاویر با "Brud"

اضافه کردن

ترجمه های "Brud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه