ترجمه "Flyvemaskine" به فارسی

هواپیما, هواپیما, هَواپَيما بهترین ترجمه های "Flyvemaskine" به فارسی هستند.

Flyvemaskine
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هواپیما

    noun

    Ret fine i sig selv, de har form som små flyvemaskiner.

    به خودی خود بسیار زیبا، کوچک ، از نوع، چیزهایی مربوط به هواپیما هست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Flyvemaskine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

flyvemaskine noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هواپیما

    noun

    Ret fine i sig selv, de har form som små flyvemaskiner.

    به خودی خود بسیار زیبا، کوچک ، از نوع، چیزهایی مربوط به هواپیما هست.

  • هَواپَيما

  • طیاره

    noun
  • هواپيما

    noun

    Hvilken tåbe har en flyvemaskine stående, og tilmed starter den i sin baghave?

    آخه کدوم آدم ديوونه اي هواپيما نگه مي داره و توي حياط روشنش مي کنه ؟

تصاویر با "Flyvemaskine"

اضافه کردن

ترجمه های "Flyvemaskine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه