ترجمه "Fragtskib" به فارسی
کشتی باری, باری, مرد تاجر بهترین ترجمه های "Fragtskib" به فارسی هستند.
Fragtskib
-
کشتی باری
10 Jonas befandt sig nu på skibet, sandsynligvis et fønikisk fragtskib.
۱۰ شاید بتوانیم یُونُس را در کشتی باری تجسّم کنیم؛ احتمالاً آن کشتی از فینیقیه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fragtskib " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fragtskib
-
باری
nounHan var navigatør på et fragtskib.
اون خلبان یه سفینه باری ادویه بوده.
-
مرد تاجر
noun -
کشتی تجارتی
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن