ترجمه "Funktion" به فارسی

تابع, تابع, رویه بهترین ترجمه های "Funktion" به فارسی هستند.

Funktion
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Funktionen " x-encrypt " accepterer ikke de forventede parametre. Rapportér venligst fejlen

    تابع » x-encrypt « ، پارامترهای مورد انتظار را نمی‌پذیرد. لطفاً ، این اشکال را گزارش کنید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Funktion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

funktion noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    Klik her for at slette den valgte funktion fra listen

    برای حذف تابع برگزیده از فهرست ، اینجا را فشار دهید

  • رویه

    noun
  • عملکرد

    Især i det område der kontrollerer de udøvende funktioner.

    مخصوصا اون منطقه که عملکرد اجرایی رو کنترل میکنه.

  • ویژگی

    noun

    Cybervåben har denne ejendommelige funktion, at de kan bruges uden at efterlade spor.

    سلاح های سایبری این ویژگی اختصاصی رو دارن: اونا میتونن مورد استفاده قراربگیرن بدون اینکه از ردیابی خارج بشن.

عباراتی شبیه به "Funktion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Funktion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه