ترجمه "Hormon" به فارسی
هورمون, هورمون, هورمن بهترین ترجمه های "Hormon" به فارسی هستند.
Hormon
-
هورمون
Dette hormon, som både mænd og kvinder producerer, menes også at bidrage til en kærlig og selvopofrende væremåde.
گفته میشود این هورمون در ابراز محبت مادر و ازخودگذشتگی و حس مراقبت او به فرزندش نقش دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hormon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hormon
noun
neuter
دستور زبان
-
هورمون
Dette hormon, som både mænd og kvinder producerer, menes også at bidrage til en kærlig og selvopofrende væremåde.
گفته میشود این هورمون در ابراز محبت مادر و ازخودگذشتگی و حس مراقبت او به فرزندش نقش دارد.
-
هورمن
noun -
ورمون
عباراتی شبیه به "Hormon" با ترجمه به فارسی
-
هورمون محرکه فولیکولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن