ترجمه "Hospital" به فارسی
بیمارستان, بیمارستان بهترین ترجمه های "Hospital" به فارسی هستند.
Hospital
-
بیمارستان
nounDet er ikke alvorligt, hun hun vil være på Boston County Hospital i de næste to dage.
چیز مهمی نیست ، اما دو هفته تو بیمارستان دولتی بوستون بستری میشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hospital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hospital
noun
neuter
دستور زبان
-
بیمارستان
nounI menigheden blev der spurgt efter frivillige til at tage sig af Heidi på hospitalet.
به همین خاطر عدهای از طرف جماعت مسیحی داوطلب شدند تا از خواهر خود در بیمارستان پرستاری کنند.
تصاویر با "Hospital"
عباراتی شبیه به "Hospital" با ترجمه به فارسی
-
بیمارستان روانپزشکی
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن