ترجمه "Interview" به فارسی
مصاحبه, مصاحبه, اینترویو بهترین ترجمه های "Interview" به فارسی هستند.
Interview
-
مصاحبه
nounInterview derefter en forkynder der har en bladrute.
سپس با مبشّری که به چندین نفر مرتباً مجلّه میدهد، مصاحبه شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Interview " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
interview
-
مصاحبه
nounJeg skal lave mit første interview som journalist.
باید اولین مصاحبه م رو به عنوان یه خبرنگار تنظیم کنم.
-
اینترویو
-
مذاکره
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن