ترجمه "Is" به فارسی
یخ, بستنی, یخ بهترین ترجمه های "Is" به فارسی هستند.
Is
-
یخ
nounfrossent vand
Isen i min køleboks smeltede i løbet af få timer, og det var meget sørgeligt.
یخ داخل کلمن چند ساعته آب می شد، واقعاً افتضاح بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Is " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
is
noun
common
w
دستور زبان
-
بستنی
nounJeg fik en bedre fornemmelse for hvad kunderne godt kunne lide, og blev dygtigere til at lave is.
فهمیدم که مشتریانم چه نوع بستنیای دوست دارند و در درست کردن بستنی مهارت بیشتری یافتم.
-
یخ
nounEn anelse slidt og dækket med is, men det er mit hjem.
یکم درب و داغون شده و یخ بسته ، ولی هنوزم خونه ـست.
-
yakh
-
هسر
noun
تصاویر با "Is"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن