ترجمه "Is" به فارسی

یخ, بستنی, یخ بهترین ترجمه های "Is" به فارسی هستند.

Is
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخ

    noun

    frossent vand

    Isen i min køleboks smeltede i løbet af få timer, og det var meget sørgeligt.

    یخ داخل کلمن چند ساعته آب می شد، واقعاً افتضاح بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Is " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

is noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستنی

    noun

    Jeg fik en bedre fornemmelse for hvad kunderne godt kunne lide, og blev dygtigere til at lave is.

    فهمیدم که مشتریانم چه نوع بستنیای دوست دارند و در درست کردن بستنی مهارت بیشتری یافتم.

  • یخ

    noun

    En anelse slidt og dækket med is, men det er mit hjem.

    یکم درب و داغون شده و یخ بسته ، ولی هنوزم خونه ـست.

  • yakh

  • هسر

    noun

تصاویر با "Is"

اضافه کردن

ترجمه های "Is" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه