ترجمه "Kaution" به فارسی

وثیقه, وثیقه بهترین ترجمه های "Kaution" به فارسی هستند.

Kaution
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وثیقه

    Jeg fik dig ud mod kaution for den våbensigtelse.

    به جرم حمل اسلحه تو زندان بودی و مجبور شدم وثیقه بزارم آزادت کنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kaution " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kaution noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وثیقه

    Jeg fik dig ud mod kaution for den våbensigtelse.

    به جرم حمل اسلحه تو زندان بودی و مجبور شدم وثیقه بزارم آزادت کنم

اضافه کردن

ترجمه های "Kaution" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه