ترجمه "Knogle" به فارسی

استخوان, استخوان, استخون بهترین ترجمه های "Knogle" به فارسی هستند.

Knogle
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    Water og Power fandt nogle gamle knogler i morges.

    آب و برق یه سری استخوان های قدیمی امروز صبح از زیر خاک در آورده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Knogle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

knogle noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    Water og Power fandt nogle gamle knogler i morges.

    آب و برق یه سری استخوان های قدیمی امروز صبح از زیر خاک در آورده.

  • استخون

    Så du er lidt bims af søvnmangel, og det der er ikke min søns knogle?

    پس تو يکم کمبود خواب داري. و واقعا اين استخون پسرم نيست.

  • ستخوان

  • ترجمه های کمتر

    • اوا
    • تلفن

تصاویر با "Knogle"

اضافه کردن

ترجمه های "Knogle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه