ترجمه "Koncert" به فارسی

کنسرت, کنسرتو, کنسرت بهترین ترجمه های "Koncert" به فارسی هستند.

Koncert
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنسرت

    noun

    begivenhed med livemusik

    Far har inviteret på drinks og en koncert.

    بابا براي نوشيدني و کنسرت ما رو به پارک ميبره.

  • کنسرتو

    noun

    musikstykke for et soloinstrument med orkester

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Koncert " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

koncert noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنسرت

    noun

    Far har inviteret på drinks og en koncert.

    بابا براي نوشيدني و کنسرت ما رو به پارک ميبره.

  • کنسرتو

    noun

تصاویر با "Koncert"

اضافه کردن

ترجمه های "Koncert" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه