ترجمه "Lastbil" به فارسی

کامیون, کامیون, مبادله بهترین ترجمه های "Lastbil" به فارسی هستند.

Lastbil
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کامیون

    noun

    Lastbiler, skibe og tog gør det muligt at fragte bibelsk litteratur ud til fjerntliggende områder på få uger.

    با کامیون، کشتی و قطار تنها طی چند هفته، نشریاتی را که بر اساس کتاب مقدّس نوشته شده است، به دور افتادهترین نقاط میرسانیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lastbil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lastbil noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کامیون

    noun

    Jeg arbejdede der i to år og jeg indså, jeg ikke var født til at lave lastbiler.

    من دو سال در انجا کار کردم، و من متوجه شدم که برای ساخت کامیون ساخته نشده ام.

  • مبادله

    noun
  • کامیون باری

    noun

تصاویر با "Lastbil"

اضافه کردن

ترجمه های "Lastbil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه