ترجمه "Mormon" به فارسی

مورمونها, مورمون بهترین ترجمه های "Mormon" به فارسی هستند.

Mormon
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورمونها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mormon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mormon noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورمون

    Jeg var stolt over at være mormon og satte mig som mål at blive missionær.

    به خود افتخار میکردم که مورمون هستم و هدفم این بود که در آینده میسیونر شوم.

اضافه کردن

ترجمه های "Mormon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه