ترجمه "Muskel" به فارسی

ماهیچه, عضله, ماهیچه بهترین ترجمه های "Muskel" به فارسی هستند.

Muskel
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیچه

    noun

    ماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند

    Du kan programmere de hundredvis af muskler i din arm.

    می توانید هزاران ماهیچه ای که توی دستتان هست را برنامه ریزی کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Muskel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

muskel noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضله

    noun

    Dens muskler indeholder desuden et kemisk stof der oplagrer ilt.

    اما در عضلات این جانور مادهای شیمیایی وجود دارد که اکسیژن را در خود ذخیره میکند.

  • ماهیچه

    noun

    Du kan programmere de hundredvis af muskler i din arm.

    می توانید هزاران ماهیچه ای که توی دستتان هست را برنامه ریزی کنید.

  • ماهيچه

    Nogen til at være vores muskler og sener.

    بعضي ها شدن ماهيچه و رگ و پي مون.

تصاویر با "Muskel"

عباراتی شبیه به "Muskel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Muskel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه