ترجمه "Nar" به فارسی
دلقک, ابله, احمق بهترین ترجمه های "Nar" به فارسی هستند.
Nar
-
دلقک
واژهٔ دلقک از نام تلخک، دلقک دربار سلطان محمود غزنوی گرفته شدهاست.
Men hvis det var, er der ingen tvivl om, at jeg ville male Dem i fjæset som en nar.
ولی اگر قبول هم کردم تردید نکن که به صورتت رنگ میزنم و تو رو دلقک خودم میکنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Nar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
nar
Noun
دستور زبان
-
ابله
nounHer holder man ikke fest, din nar.
اينجا که جاي مهموني برگزار کردن نيست ، ابله.
-
احمق
nounDen næste er du en nar, på en kassefabrik.
روز بعد مثل احمق ها تو کارخونه جعبه سازي کار ميکني.
-
دلقک
nounMen hvis det var, er der ingen tvivl om, at jeg ville male Dem i fjæset som en nar.
ولی اگر قبول هم کردم تردید نکن که به صورتت رنگ میزنم و تو رو دلقک خودم میکنم
-
نادان
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن