ترجمه "Plov" به فارسی

گاوآهن, گاوآهن, خیش بهترین ترجمه های "Plov" به فارسی هستند.

Plov
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاوآهن

    Mor får mig til at trække ploven med hovedet, hvis jeg ikke laver lektier.

    اگه تکالیف مدرسه ام رو تموم نکنم ، مامانم وادارم می کنه واسه شخم زدن ، گاوآهن ببندم گردنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Plov " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

plov noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاوآهن

    Mor får mig til at trække ploven med hovedet, hvis jeg ikke laver lektier.

    اگه تکالیف مدرسه ام رو تموم نکنم ، مامانم وادارم می کنه واسه شخم زدن ، گاوآهن ببندم گردنم

  • خیش

    Det ville være urimeligt hvis han lod dyrene spænde for både ploven og vognen.

    برای او معقولانه به نظر نمیرسد که هم خیش و هم گاری را به حیوانات ببندد.

اضافه کردن

ترجمه های "Plov" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه