ترجمه "Proces" به فارسی

فرآیند, روند بهترین ترجمه های "Proces" به فارسی هستند.

Proces
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Gennem den fotografiske proces bliver alle mine modeller som skuespillere i stumfilm.

    در طول فرآیند عکاسی، تمام مدلهایم مثل بازیگران فیلمهای صامت میشوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Proces " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

proces Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • روند

    Noun

    تناوب انجام کار

    Denne fremadskridende proces er skildret i en anden profeti.

    یک چنین روند در حال پیشرفتی، باز در نبوت دیگری نیز دیده میشود.

عباراتی شبیه به "Proces" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Proces" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه