ترجمه "Sensor" به فارسی
حسگر, حسگر بهترین ترجمه های "Sensor" به فارسی هستند.
Sensor
-
حسگر
Den siger ikke, hvilken sensor der blev aktiveret.
اینجا ننوشته مشکل از حسگر کدوم بخش از خونه ـست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sensor
-
حسگر
Den siger ikke, hvilken sensor der blev aktiveret.
اینجا ننوشته مشکل از حسگر کدوم بخش از خونه ـست
عباراتی شبیه به "Sensor" با ترجمه به فارسی
-
حسگر الکتریکی
-
حسگر بیولوژیکی
-
حسگر مکانیکی
-
حسگر نور محیط
-
حسگر شناسایی فرکانس رادیویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن