ترجمه "Sensor" به فارسی

حسگر, حسگر بهترین ترجمه های "Sensor" به فارسی هستند.

Sensor
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسگر

    Den siger ikke, hvilken sensor der blev aktiveret.

    اینجا ننوشته مشکل از حسگر کدوم بخش از خونه ـست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sensor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sensor
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسگر

    Den siger ikke, hvilken sensor der blev aktiveret.

    اینجا ننوشته مشکل از حسگر کدوم بخش از خونه ـست

عباراتی شبیه به "Sensor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Sensor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه