ترجمه "Talje" به فارسی

قرقره, قرقره, دور کمر بهترین ترجمه های "Talje" به فارسی هستند.

Talje
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرقره

    WK: Jeg brugte et cykelstel, en talje, og plasticrør, hvilket så trækker --

    و.ک.: من بدنهٔ دوچرخه، و یک قرقره، و لوله پلاستیک، آن چه که میکشه استفاده کردم --

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Talje " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

talje noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرقره

    WK: Jeg brugte et cykelstel, en talje, og plasticrør, hvilket så trækker --

    و.ک.: من بدنهٔ دوچرخه، و یک قرقره، و لوله پلاستیک، آن چه که میکشه استفاده کردم --

  • دور کمر

    noun

    kropsdel

  • میان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • میان تنه
    • کمر
    • کمربند
اضافه کردن

ترجمه های "Talje" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه