ترجمه "Tand" به فارسی
دندان, دندان, دندانه بهترین ترجمه های "Tand" به فارسی هستند.
Tand
-
دندان
nounTænderne er filet sylespidse.
دندان هايي که چون نيش تيز شده اند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tand
noun
common
w
دستور زبان
-
دندان
nounHelen »slog, nev og sparkede sin lærer og slog en af hendes tænder ud.
هلن معلّمش را 'زد، نیشگون گرفت و لگد زد و یکی از دندان های او را شکست.
-
دندانه
nounTæl tænderne, hvis du er nervøs.
باشه اگر ناراحت ميشي فقط دندانه هاش رو بشمار
-
دندون
nounIngen har lyst til at få tænder som klidkiks.
کسي دوست نداره که دندون هاش تبديل به اين چيزا بشه.
-
ترجمه های کمتر
- گاز
تصاویر با "Tand"
عباراتی شبیه به "Tand" با ترجمه به فارسی
-
دندان · دندون · گاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن