ترجمه "Tov" به فارسی

طناب, طناب, رسن بهترین ترجمه های "Tov" به فارسی هستند.

Tov
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun

    Ward prøver ikke engang på at flytte sig fra tovene.

    و " وارد " حتي نميخواد طناب ها رو تکون بده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tov " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

tov noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun

    Ward prøver ikke engang på at flytte sig fra tovene.

    و " وارد " حتي نميخواد طناب ها رو تکون بده.

  • رسن

    noun
  • ريسمان

  • لافند

اضافه کردن

ترجمه های "Tov" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه