ترجمه "Ulv" به فارسی

گرگ, گرگ, gorg بهترین ترجمه های "Ulv" به فارسی هستند.

Ulv
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرگ

    noun

    Ulve, leoparder, løver og bjørne strejfede frit om på dem.

    گرگ، پلنگ، شیر، و خرس در کمال آزادی در آن مزارع در پی شکارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ulv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ulv noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرگ

    noun

    Du virker meget opsat på at finde den lille ulv.

    خیلی مصمّم به نظر میای که اون گرگ کوچولو رو پیدا کنی.

  • gorg

  • [[گرگ]]

تصاویر با "Ulv"

عباراتی شبیه به "Ulv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ulv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه