ترجمه "advarsel" به فارسی

هشدار, اخطار, تذکر بهترین ترجمه های "advarsel" به فارسی هستند.

advarsel noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • هشدار

    noun

    De lyttede til Guds advarsel og holdt sig adskilt fra datidens onde verden.

    آنها به هشدار الٰهی توجه کردند و خود را از دنیای شریر جدا ساختند.

  • اخطار

    noun

    Det var grunden til at Paulus fremsatte en så klar og tydelig advarsel.

    بدون شک جای تعجّبی باقی نمیماند که چرا پولس به گونهای واضح در مورد طمع اخطار داده است.

  • تذکر

    noun

    Hvorfor har børn brug for advarsler, og hvorfor bør de adlyde deres forældre?

    چرا فرزندان نیاز به تذکر دارند، و چرا آنان باید از پدر و مادرشان اطاعت کنند؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " advarsel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "advarsel"

اضافه کردن

ترجمه های "advarsel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه