ترجمه "afbildning" به فارسی
تصویر, نگاشت بهترین ترجمه های "afbildning" به فارسی هستند.
afbildning
noun
common
دستور زبان
-
تصویر
noun600 pund glas afbildning af en lotus blomst.
یک تصویر شیشهای ۳۰۰ کیلویی از شکوفه نیلوفر آبی.
-
نگاشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afbildning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "afbildning" با ترجمه به فارسی
-
تصویر Windows
اضافه کردن مثال
اضافه کردن