ترجمه "afkom" به فارسی

اولاد, زادو ولد, فرزند بهترین ترجمه های "afkom" به فارسی هستند.

afkom noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اولاد

    noun

    De ulydige engle og deres afkom fyldte jorden med kønslig umoralitet og vold.

    فرشتگان نامطیع و اولاد ایشان زمین را با فساد جنسی و خشونت پر کرده بودند.

  • زادو ولد

    noun
  • فرزند

    noun

    Nefilim, det overmenneskelige afkom af de ulydige engle, blev alle udslettet.

    و نفیلیمها، یعنی فرزندان آن فرشتگان نافرمان، بکلی محو و نابود شدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afkom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "afkom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه