ترجمه "afsender" به فارسی
فرستنده ترجمه "afsender" به فارسی است.
afsender
noun
common
دستور زبان
-
فرستنده
Blandt de ting man fandt, var tre pakker fra en ukendt afsender i Hirschberg.
در میان آنچه پلیس یافت سه بسته بود که از هیرشبرگ بدون ذکر نامِ فرستنده ارسال شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afsender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "afsender" با ترجمه به فارسی
-
توزیع کننده پیام ناخواسته
-
صادر كننده پيام صوتي
-
فهرست فرستندگان ایمن
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
-
شهرت ارسال کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن