ترجمه "afstand" به فارسی

مسافت, فاصله بهترین ترجمه های "afstand" به فارسی هستند.

afstand noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسافت

    noun

    Det er Jorden, som man ser den på meget lang afstand.

    اين يه خالکوبي شکل زمين هست که از جاي دوري ديده ميشه ، از يه مسافت دور

  • فاصله

    noun

    Varinius lægger afstand til alt, hvad der sker her.

    وارينيوس بين خودش و تمام اتفاقات اينجا يه فاصله ميذاره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " afstand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "afstand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه