ترجمه "agent" به فارسی

عامل, joint بهترین ترجمه های "agent" به فارسی هستند.

agent Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامل

    Han har nok problemer med blot at være agent.

    او مشکل به اندازه کافی بودن یک عامل منفرد.

  • joint

    person der finder arbejde til skuespillere, muiskere, professionelle sportsudøvere, etc.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "agent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "agent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه